تبليغاتX
معجوووووووووون
روزها شوم و نحس نیستند جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 11:18

حسن به مسعود مى‏گوید: به محضر مولایم حضرت ابوالحسن الهادى (علی نقی) علیه‏السلام رسیدم. در آن روز چند حادثه ناگوار و تلخ برایم رخ داده بود؛ انگشتم زخمى شده و شانه‏ام در اثر تصادف با اسب سوارى صدمه دیده و در یك نزاع غیر مترقبه لباسهایم پاره شده بود. به این خاطر، با ناراحتى تمام در حضور آن گرامى گفتم: عجب روز شومى برایم بود! خدا شرّ این روز را از من باز دارد!

امام هادى علیه‏السلام فرمود: «یَا حَسَنُ هَذَا وَ أَنْتَ تَغْشَانَا تَرْمِى بِذَنْبِكَ مَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ؛ اى حسن! این [چه سخنى است كه مى‏گویى] با اینكه تو با ما هستى، گناهت را به گردن بى‏گناهى مى‏اندازى! [روزگار چه گناهى دارد!]»


حسن بن مسعود مى‏گوید: با شنیدن سخن امام علیه‏السلام به خود آمدم و به اشتباهم پى بردم. گفتم: آقاى من! اشتباه كردم و از خداوند طلب بخشش دارم.


امام فرمود: اى حسن! روزها چه گناهى دارند كه شما هر وقت به خاطر خطاها و اعمال نادرست خود مجازات مى‏شوید، به ایام بدبین مى‏شوید و به روز بد و بیراه مى‏گویید!


حسن گفت: اى پسر رسول خدا!، براى همیشه توبه مى‏كنم و دیگر عكس العمل رفتارهایم را به روزگار نسبت نمى‏دهم.


 حضرت علی نقی هادی ع در ادامه فرمود: «یَا حَسَنُ اِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمُثِیبُ وَ الْمُعَاقِبُ وَ الْمُجَازِى بِالاْءَعْمَالِ عَاجِلاً وَ آجِلاً؛ اى حسن! به طور یقین خداوند متعال پاداش مى‏دهد و عقاب مى‏كند و در مقابل رفتارها در دنیا و آخرت مجازات مى‏كند.»


 بحارالانوار، ج 56، ص 2.

نوشته شده توسط رضا هاشمی  | لینک ثابت |

مواد بکار رفته در محصولات آرایشی و شیوه های نامناسب ساخت آنها ضایعات مختلفی مانند بیماری‌های پوست و مو، بیماری‌های مختلف کلیوی، کبدی، اعصاب، عفونت و حتی حساسیت‌ها و آلرژی‌های متعدد پوستی و تنفسی می‌شود. بسیاری از مردم داروها را در مدت کوتاهی در هنگام بیماری مصرف می‌کنند اما مواد آرایشی و بهداشتی هر روز به تناسب روی پوست، چشم، مو و یا ناخن قرار می گیرد که این استمرار در مصرف می‌تواند در صورت ناسالم بودن مواد مصرفی مشکلاتی را پدید آورد. 

مواد رنگی به کار رفته در محصولات آرایشی رنگی خصوصا مواد اولیه حاوی سرب و فلزات سنگین و یا بکارگیری شرایط و شیوه های ساخت، حمل و نقل و انبار داری و عرضه نامناسب، موجب زیان‌ها زیادی از جمله ایجاد ضایعات پوستی و مو، بیماری‌های مختلف کلیوی، کبدی، اعصاب، عفونت و حتی حساسیت‌ها و آلرژی‌های متعدد پوستی و تنفسی در کودکان و بالغین شود.


پارابن­ها در انواع محصولات آرايشي و بهداشتي مثل شامپوها، مرطوب كننده­ها، ژل­هاي شستشو، خميردندان­ها، محصولات زيبايي و همچنين در انواع محصولات دارويي موضعي و تزريقي و انواع غذاها به كار مي­روند به طوري كه در گفته مي­شود پارابن­ها در بيش از 90 درصد محصولات آرايشي و بهداشتي وجود دارند. 
در مطالعات اخير شواهدي دال بر ارتباط پارابن­ها با سرطان پستان يافت شده كه كاربرد وسيع اين مواد را مورد بحث قرار داده است. در مطالعه اي كه در سال 2004 انجام گرفت، پارابن­ها در مقدار كم در تومورهاي سرطان پستان يافت شده­اند. با توجه به اينكه اين مواد ساختارهاي شبه استرو‍ژني دارند، بروز اين عارضه را محتمل مي­كند. از طرفي گزارش هاي متعددي از واكنش­هاي حساسيتي فوري نوع 1 مثل كهير و واكنش­هاي حساسيتي تاخيري نوع 4 مثل درماتيت تماسي با كاربرد فرآورده حاوي پارابن روي پوست­هاي بسيار حساس و آسيب ديده منتشر شده است. 

از اين رو محصولات جديدي با نام محصولات بدون نگهدارنده (Preservative free) وارد بازار شده­اند كه عاري از هرگونه مواد نگهدارنده هستند. در تهيه اين محصولات از روش­هايي استفاده مي­گردد كه كمترين آلودگي ميكروبي را ايجاد كنند و يا اين كه داخل محصول موادي به طور طبيعي وجود دارند كه سبب پايداري و حفظ آن در برابر آلودگي­ها مي­گردد (Self-preserving) تا جايي كه برخي از شركت­هاي بزرگ توليد كننده فرآورده­هاي آرايشي و بهداشتي، دسته اي از محصولات را با مارك Preservative free يا Paraben free به مشتريان خود عرضه مي­كنند. 

مقالهء كامل رو اينجا بخونيد: 
http://razi-pharmacy.ir/showpost.asp?id=85 

و ويدئوي مرتبط با اين مطلب البته به زبان انگليسي 
http://www.youtube.com/watch?v=kI2V3jHuiQs&feature=related 

توصيهء پزشكان اينه كه سعي كنيم كمتر از لوازم آرايشي استفاده كنيم و خصوصا مصرف دئودورانت ضدعرق رو كه اكثرا حاوي پارابن هستند سريعتر قطع كنيم و به جاش از نوع بدون پارابن استفاده كنيم. 

اسامي پارابن ها اينه: 
placental extract 
Benzophenones 
PROPYLENE GLYCOL 
MINERAL OIL 
PETROLATUM 
SODIUM LAURYL SULFATE 
Sodium Fluoride 
Cocoamide DEA, TEA, MEA 
Triethanolamine 
BENTONITE or KAOLIN 
Titanium Dioxide 
GLYCERIN 

اينا بعنوان مواد سرطانزا شناخته شدند و توضيح هر كدومشونو ميتوني اينجا بخوني : 
http://www.healthy-communications.com/harmfulingredients1.html 


برای اطلاع بیشتربه پیوند ها مراجعه کنید


برچسب‌ها: سرطان ارایش بیماری
نوشته شده توسط رضا هاشمی  | لینک ثابت |

به نام خدا

ـ امام سجاد(عليه‌السلام) فرمود: من لعن الجبت و الطاغوت لعنة واحدة كتب الله له سبعين الف الف حسنه محي عنه سبعين الف الف حسنه و رفع له سبعين الف الف درجه و من امسي يلعنهما لعنه واحده كتب له مثل ذلك؛


كسی كه يك بار لعنت كند جبت و طاغوت را خداوند تعالی هفتاد ميليون حسنه برای او می‌نويسد و هفتاد ميليون گناه از پرونده اعمالش پاك ميكند و هفتاد ميليون درجه بر درجات او می‌افزايد و هر آن كس كه روز و شب بر او بگذرد در حالی كه آن دو را لعنت كند همان حسنات برای او نوشته می‌شود.

ابو حمزه ثمالی گفت: بعد از شهادت علی بن الحسين(عليه‌السلام) خدمت مولايم امام باقر(عليه‌السلام) رسيدم و اين حديث را به محضرشان عرضه داشتم فرمودند: بله اين چنين است ای ثمالی! آيا دوست داری برای تو اضافه‌تر بگويم؟ عرضه كردم بلی يا مولای. پس فرمودند: كسی كه يك بار آن‌ها را در صبح تا شام لعنت كند گناهی بر وی نوشته نمی‌شود.

ابوحمزه گويد: بعد از شهادت امام باقر(عليه‌السلام) به محضر مقدس امام صادق(عليه ‌السلام) رسيدم و حديث پدر و جد مكرمش را خدمتش عرضه داشتم. حضرت فرمودند: يا ابوحمزه! مطلب حق و صحيح است، سپس فرمودند برای لعنت كننده يك ميليون درجه بالا می‌برد و در ادامه فرمودند: ان الله واسعٌ كريم.[11]

2ـ قال رسول الله(صلي الله عليه و آله) من تاثم ان يلعن من يلعنه الله فعليه لعنة الله؛

كسی كه احساس گناه كند از لعن كردن شخصی كه خدا او را لعنت كرده، پس لعنت خدا بر او باد. [12]

3ـ قال الصادق(عليه‌السلام): نحن معاشر بني هاشم نأمر كبارنا و صغارنا بسبهما و البرائة منهما؛

ما بنی هاشم بزرگ و كوچك خود را امر می‌كنيم به ناسزا گفتن به آن دو نفر و بيزاری جستن از آنان. [13]

4ـ شيخ ابوالحسن مرندی از شيخ حر عاملی صاحب وسائل شيعه(رحمة‌الله‌عليهما) نقل می‌كند:

اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) در حال طواف كعبه بود مردی پرده خانه كعبه را گرفته و صلوات بر محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) می‌فرستاد، حضرت بر او سلام نمود. بار دوم حضرت او را ديدند ولی سلام نكردند. آن مرد عرض كرد يا اميرالمؤمنين! چرا اين بار به من سلام ننموديد؟ حضرت فرمود: نخواستم تو را از ذكر لعن كه اين بار می‌گفتی باز دارم. چرا كه لعن از صلوات بر محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) بالاتر است. [14]

در روايت ديگری آمده است: مرد خياطی دو پيراهن نزد امام صادق(عليه‌السلام) آورد و عرض كرد: من هنگام دوختن يكی از اين دو پيراهن صلوات بر محمد و آل محمد می‌فرستادم و هنگام دوختن ديگری لعن بر دشمنان محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) می‌فرستادم. شما كداميك را اختيار می‌نماييد؟ امام صادق(عليه‌السلام) پيراهنی را كه با ذكر لعن دوخته شده بود انتخاب نمودند و فرمودند: من اين پيراهن را بيشتر دوست دارم.[15]

5ـ امام صادق(عليه‌السلام) بعد از هر نماز واجب چهار مرد و چهار زن را لعن می‌فرمود: عمر، ابابكر، عثمان و معاويه، عايشه، هند، حفصه، ام حكم خواهر معاويه. [16]

6ـ اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) فرمود: والله اگر اين امت روی خاك بايستند با پای برهنه در حالی كه بر سر خود خاكستر ريخته باشند و گريه و زاری كنند و بر كسانی كه آن‌ها را گمراه كرد‌ه‌اند و راه خدا را بسته‌اند و مردم را به سوی جهنم خوانده‌اند؛ لعنت كنند باز اين امت در لعن و بيزاری كم كاری كرده‌اند. [17]

در روايات فراوانی آمده است كه عوالمی وجود دارد كه عدد آن‌ها بيش از تعداد جن و انس است و اهالی آن عوالم تماما لعنت می‌كند آن دو نفر را.[18]

7ـ قال رسول الله(صلي الله عليه و آله)... ان من عظيم ما يتقرب به خيار املاك الحجب و سماوات صلاة علی محبينا اهل البيت و اللعن لشانئينا؛

نبی اكرم(صلي الله عليه و آله)فرمودند: ... به درستی‌كه بالا‌ترين چيزی كه برای بهترين ملائكه آسمان‌ها و ملكوت باعث تقرب به خداوند تعالی می‌شود، درود بر محبين اهل بيت (عليهم‌السلام) و لعن بر دشمنان اهل بيت(عليهم‌السلام) است.[19]



پي نوشتها:
========
[11] - شفاء الصدور في شرح زيارت عاشورا: ذيل فراز اللهم حص انت اول ظالم بلعن مني...
[12] - رجال كشی: ج 2، ص 811، رقم 1012.
[13] - رجال كشی: ص 135 ـ بحارالانوار: ج 47، ص 323، حديث 17.
[14] - مجمع النورين و ملتقي البحرين: ص 208.
[15] - امارة الولاية: ص 51 ـ و تعليقه شفاء الصدور: ج 2، ص 48.
[16] - تهذيب: ج 2، ص 321 ـ كافی: ج 3، ص 342 ـ بحارالانوار: ج 30، ص 397 از تهذيب و... .
[17] - بحارالانوار: ج 30، ص 126 از اسرار آل محمد (صلي الله عليه و آله).
[18] - بصائر الدرجات ، صفار:  جزء 10، باب 14.
[19] - تفسير الامام: ص 295 ـ بحارالانوار: ج 65، چاپ بيروت، ص 37، حديث 79.

نوشته شده توسط رضا هاشمی  | لینک ثابت |

حکایت سواره و پیاده دوشنبه نهم آذر 1388 20:49
نقل شده كه عارفى پياده به خانه خدا مى‏رفت، مرد عرب شتر سوارى به او گفت:

اى‏شيخ! به كجا مى‏روى؟

عابد گفت:به بيت الله.

گفت:چرا پياده‏اى؟

گفت: من مركب‏هاى‏زيادى دارم(تو نمى‏بينى).

مرد عرب سؤال كرد:آن مركب‏ها چيست؟ عارف گفت:


هنگامى كه بلا و مصيبتى بر من نازل شود، بر مركب صبر سوار مى‏شوم،

و هنگامى كه‏ نعمتى نازل شود، بر مركب شكر

و هنگامى كه قضاء و قدرى رخ دهد، بر مركب رضاء

و هنگامى كه نفس سركش مرا به چيزى دعوت كند، مى‏دانم كه آن چه از عمر باقى مانده، كمتر از آن است كه گذشته است.


مرد عرب گفت:

در واقع تو سواره‏اى، من پياده‏ام، برو در امان خدا

 

 

روح البيان،ج 2،ص 158

نوشته شده توسط علیا  | لینک ثابت |

شب قدراست اگر قدر بدانی... شنبه بیست و یکم شهریور 1388 1:50

از حضرت موسي (ع) نقل شده که به خدا عرضه داشت:
خدايا! نزديکي به تو را مي خواهم.
خدا فرمود: نزديکي به من، براي کسي است که شب قدر را بيدار بماند.
حضرت موسي (ع) گفت: خدايا! رحمت تو را مي خواهم.
خدا فرمود: رحمت من، براي کسي است که شب قدر را بر بينوايان ترحم کند.
حضرت موسي (ع) گفت: خدايا! عبور از صراط را مي خواهم.
خدا فرمود: آن، براي کسي است که در شب قدر، صدقه اي بدهد.
حضرت موسي (ع) گفت: خدايا! درختان و ميوه هاي بهشتي مي خواهم.
خدا فرمود: آن، براي کسي است که در شب قدر، تسبيح گويد.
حضرت موسي (ع) گفت: خدايا! رهايي از آتش را مي خواهم.
خدا فرمود: آن، براي کسي است که در شب قدر، آمرزش بخواهد و استغفار کند.
حضرت موسي (ع) گفت: خدايا! خرسندي تو را مي خواهم.
خدا فرمود: خرسندي من، براي کسي است که در شب قدر، دو رکعت نماز بگذارد.

نوشته شده توسط علیا  | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحیم

روزى احمد جامى بر بالاى منبر رفت و گفت : اى مردم هر چه مى خواهيد از من بپرسيد.

ناگهان زنى از پشت پرده فرياد زد كه : اى مرد ادعاى بيهوده نكن . زيرا خداوند رسوايت خواهد كرد.

هيچكس جز على عليه السلام نمى تواند بگويد كه پاسخ تمام سؤ الات را مى داند.

شيخ احمد گفت : بپرس ‍ اگر سؤ الى دارى ، تا من جواب بدهم . زن گفت : آن مورچه اى كه بر سر راه سليمان نبى آمد، نر بود يا ماده ؟

شيخ گفت : آيا سؤ ال ديگرى نداشتى اين ديگر چه سؤ الى است ؟ من كه در آن زمان نبودم كه ببينم نر بوده است يا ماده .

زن گفت : نيازى نيست كه تو در آن زمان باشى ، اگر با قرآن آشنايى داشتى جواب را مى دانستى .

در قرآن سوره نمل آمده است كه (( قالت نملة )) از اين آيه مشخص مى شود كه مورچه نر بوده يا ماده .

مردم به جهل شيخ و زيركى زن خنديدند.

شيخ گفت : بگو اى زن آيا با اجازه شوهرت در اين جلسه شركت كرده اى يا بدون اجازه او؟

اگر با اجازه آمده اى كه خدا شوهرت را لعن كند و اگر بى اجازه آمده اى ، خداوند خودت را لعن كند.

زن گفت : بگو ببينم آيا ام المؤ منين جناب عايشه با اجازه پيغمبر به جنگ امام زمان خود على عليه السلام آمده بود و يا بدون اجازه ؟

پس شيخ بيچاره شد و نتوانست جواب بگويد.

از منبر به زير آمد و به منزل رفت و چند روزى از غصه رسوايى بيمار شد.

الغدير، ج 11، ص 395.
نوشته شده توسط علیا  | لینک ثابت |

يک پيرمرد آمريکايي مسلمان همراه با نوه کوچکش در يک مزرعه در کوههاي شرقي کنتاکي زندگي مي کرد. هرروز صبح پدربزرگ پشت ميز آشپزخانه مي نشست و قرآن مي خواند. نوه اش هر بار مانند او مي نشست و سعي مي کرد فقط بتواند از او تقليد کند.
يه روز نوه اش پرسيد : پدربزرگ من هر دفعه سعي مي کنم مانند شما قرآن بخوانم ، اما آن را نمي فهمم و چيزي را که نفهمم زود فراموش مي کنم و کتاب را مي بندم ! خواندن قرآن چه فايده اي دارد؟
پدر بزرگ به آرامي زغالي را داخل بخاري گذاشت و پاسخ داد : اين سبد زغال را بگير و برو از رودخانه براي من يک سبد آب بياور. پسر بچه گفت : اما قبل از اينکه من به خانه برگردم تمام آب از سوراخهاي سبد بيرون مي ريزد!؟ پدر بزرگ خنديد و گفت : " آن وقت تو مجبور خواهي بود دفعه بعد کمي سريعتر حرکت کني." و او را با سبد به رودخانه فرستاد تا سعي خود را بکند .
پسر سبد را آب کرد و سريع دويد ، اما سبد خالي بود قبل از اينکه او به خانه برگردد. در حالي که نفس نفس مي زد به پدربزرگش گفت که حمل کردن آب در يک سبد غير ممکن بود و رفت که در عوض يک سطل بردارد .
پيرمرد گفت : "من يک سطل آب نمي خواهم ، من يک سبد آب مي خواهم ، تو فقط به اندازه کافي سعي خود را نکردي ." و او از در خارج شد تا تلاش دوباره پسر را تماشا کند .
اين بار پسر مي دانست که اين کار غير ممکن است ، اما خواست به پدر بزرگش نشان دهد که اگر هم او بتواند سريعتر بدود باز قبل از اينکه به خانه باز گردد آبي در سبد وجود نخواهد داشت .
پسر دوباره سبد را در رود خانه فرو برد و سخت دويد ، اما وقتي که به پدربزرگش رسيد سبد دوباره خالي بود.نفس نفس زنان گفت : " ببين! پدربزرگ ، بي فايدست .
پيرمرد گفت : "باز هم فکر مي کني که بي فايدست ؟ به سبد نگاه کن."
پسر به سبد نگاه کرد و براي اولين بار فهميد که سبد فرق کرده بود ، سبد زغال کهنه و کثيف حالا به يک سبد تميز تبديل شده بود؛ داخل و بيرون آن.
پسرم ، چه اتفاقي مي افتد وقتي که تو قرآن مي خواني . تو ممکن است چيزي را نفهمي يا به خاطر نسپاري ، اما وقتي که آن را مي خواني تو تغيير خواهي کرد؛ باطن و ظاهر تو و اين کار الله است در زندگي ما.
نوشته شده توسط رضا هاشمی  | لینک ثابت |

پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 23:37

زائري باراني ام ، آقا به دادم مي رسي؟

بي پناهم خسته ام، تنها، به دادم مي رسي؟

گر چه آهو نيستم اما پر از دلتنگي ام

ضامن چشمان آهوها، به دادم مي رسي؟

از کبوترها که مي پرسم نشانم مي دهند

گنبد و گلدسته هايت را، به دادم مي رسي؟

ماهي افتاده بر خاکم لبالب تشنگي

پهنه آبي ترين دريا، به دادم مي رسي؟

ماه نوراني شب هاي سياه عمر من

ماه من ، اي ماه من، آيا به دادم مي رسي؟

من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمين دردانه زهرا، به دادم مي رسي؟

باز هم مشهد ، مسافرها، هياهوي حرم

يک نفر فرياد زد: آقا به دادم مي رسي؟

نوشته شده توسط علیا  | لینک ثابت |

عمر کشون یکشنبه یازدهم اسفند 1387 18:56
9 ربيع يک مناسبت ديگه هم هست


مرگ عمر(عمر کشون)


حالا چون ايام عيده و نميخوام خون خودمون را کثيف کنيم يک داستان بامزه مينويسيم...


يک روز عمر به امير المومنين (ع)گفت :من امروز ناهار چي ميخورم؟


 امير المومنين (ع):شير برنج


عمر:براي اينکه حرفت اشتباه در بياد وسر لج تو هم شده يه چيز ديگر ميخورم


 امير المومنين (ع):باشه...


عمر رفت خونه گفت :ناهار چي داريم؟


همسرش:شير برنج


رفت خونه مامانش . ناهار چي داريد؟شير برنج


خونه خواهرش همينطور


هر جا توانست رفت همه شيربرنج داشتن


ناراحت شد از شهر رفت بيرون


يک کاروان ديد گفت به من ناهار ميدين؟


گفتن باشه بشرطي که غذامون را هم بزني


رفت هم زد ديد شير برنجه


از غذا نخورد کاروانيها گفتند چرا نميخوري؟


گفت دوست ندارم


بهش شک کردند گفتند بايد بخوري اما قبول نکرد


گرفتند کتکش زدند تا بخوره مطمِِِين بشوند چيزي تو غذا نريخته


به زور خورد


فرداش


 امير المومنين (ع):ديروز ناهار چي خوردي؟


عمر:شير برنج نخوردم


 امير المومنين (ع):خوردي همراه با کتک...

 

............................................................................

 

اين واقعي است با کمي دخل وتصرف...

نوشته شده توسط علیا  | لینک ثابت |

چه کنیم تا بیشتر عمر کنیم ؟ پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 19:54

دانشمندان فرمولي را پيدا کرده‌اند که نشان مي‌دهد چه عاداتي در زندگي سبب افزايش طول عمر مي‌شوند و چند سال به عمر ما مي‌افزايند.

به گزارش خبرگزاري ريا نووستي، پژوهشگران دانشگاه هاروارد به مدت 60 سال بر گروهي 600 نفري نظارت کرده و در نتيجه موفق شدند چند عامل مهم در رفتار افراد را تعيين کنند که بر طول عمر تاثير بسزايي دارند.

براساس نتايج اين پژوهش‌ها، افراد خوشبخت که پول قرض نمي‌گيرند، بيشتر عمر مي‌کنند تا افراد بدبين. همچنين افرادي که شکلات دوست دارند، افراد ديندار و سبزيخواران نيز عمر طولاني‌تري دارند.

همچنين پژوهش‌هاي اخير نشان مي‌دهد افرادي که زندگي سالم دارند، چند سال بيشتر زندگي مي‌کنند.

 

براي اينکه 2 سال بيشتر زندگي کنيد:
شکلات بخوريد. تحقيقات نشان مي‌دهند که شکلات غليظ و تلخ براي قلب مفيد است
.
 
براي اينکه 3 سال بيشتر زندگي کنيد:
ديندار باشيد و دوستان بسياري داشته باشيد. تحقيقات نشان دادند که حضور مرتب در حرم و اماکن مذهبي استرس را کاهش مي‌دهد. همچنين دوستي و ارتباطات اجتماعي نيز همين تاثير را نشان مي‌دهند
.
 
براي اينکه 3.6 سال بيشتر زندگي کنيد:
گوشت کمتر بخوريد. سبزيخواري و يا تنها کاهش مقدار گوشت در غذا مي‌تواند بعلت کاهش غلظت چربي در بدن طول عمر را افزايش دهد، زيرا در ازاي آن مصرف ميوه و سبزيجات افزايش مي‌يابد
.
 
براي اينکه 3.7 سال بيشتر زندگي کنيد:
زندگي فعالي داشته باشيد. دانشمندان تاييد مي‌کنند که تحرک و نرمش و ورزش تاثير مثبتي بر قلب مي‌گذارد و نمي گذارد که فرد چاق شود
.
 
براي اينکه 5 سال بيشتر زندگي کنيد:
تحصيل کرده و با دانش باشيد. دانشمندان هاروارد بدين نتيجه رسيدند که زنان داراي تحصيلات دانشگاهي بطور متوسط 5 سال بيش از زنان بدون تحصيلات عاليه زندگي مي‌کنند
.
 
براي اينکه 7.5 سال بيشتر زندگي کنيد:
مثبت نگر باشيد. پژوهش‌ها ثابت کرده اند که ريسک مرگ زودرس براي افراد حوشبين 55% کمتر است
.
 
براي اينکه 8 تا 10 سال بيشتر زندگي کنيد:
سيگار نکشيد. افرادي که هيچگاه سيگار نکشيده اند، بطور متوسط 10 سال بيش از افراد سيگاري زندگي مي‌کنند. اگر مردان در سن 35 سالگي سيگار را ترک کنند، مي‌توانند بطور متوسط 5.1 سال به طول عمر خود بيفزايند
.
 
براي اينکه 10 سال بيشتر زندگي کنيد:
خوشبخت باشيد. افراد خوشبخت بطور متوسط 10 سال بيش از سايرين زندگي مي‌کنند
نوشته شده توسط علیا  | لینک ثابت |

 
امام نقی